اسكندر بيگ تركمان
718
تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )
سر بثريا افراخته آب رودخانهء كر اگر چه از جانب غربى آمده به طرف شرقى ميرود و در جوار شيروان آب رودخانهء ارس به دو پيوسته بدرياى خزر ميريزد اما بحوالى تفليس كه ميرسد پيچيده شده گويا از شمال فتح قلعه تفليس بيزحمت جنك آمده بجنوب ميرود و در آن حوالى قلعه از سمت جنوب گرديده بجانب شرقى ميافتد و در حريم شهر و قلعه كه آب ميگذرد زمين سنگ بستى مرتفع واقع شده و در مقابل آن كوه بلندى پيش آمده تخته پلى در كمال استحكام در آنجا ترتيب دادهاند كه از تفليس بولايت گرجستان از آن تخته پل تردد مينمايند و رودخانه به آن عظمت كه از انهار مشهورهء آفاق است از زير آن تخته پل ميگذرد و شهر تفليس در جانب غربى آن تخته پل افتاد . و چشمههاى بسيار و عيون بيشمار از آن كوه جريان مييابد كه قريب بهفتاد هشتاد چشمهء آن آب گرم است و در زمان قديم هر يك از سلاطين اسلامى و كفرهء گرجى بر بالاى آبهاى گرم گنبدها عمارت كرده استحمام مينمودهاند و حمام مردم آن شهر منحصر در آن است چند حمام در درون قلعه و بسيارى در بيرون است و اليوم قريب بسى چهل حمام به حال خود بود كه بعضى داير و بعضى استعداد دائريت داشت ارتفاع بروج قلعه بمثابه ايست كه با فلك الافلاك دعوى محاذات مينمايد و از هيچ طرف سلاطين آفاق را تسلط بر آن قلعه متصور نيست زيرا كه از سه طرف آن كوههاى بلند سر بفلك افراخته و يكطرف آب رودخانهء كر ميگذرد و بدينجهت مكانى كه محل اقامت و نزول لشكر تواند بود در حريم شهر و قلعه نيست و الحق بدست درآمدن چنين حصن حصينى كه فى الحقيقة ستون ولايت گرجستان و شيروان است به اين آسانى جز بتأييد آسمانى و توفيق سبحانى و نيروى اقبال حضرت اعلى خاقانى نتواند بود سكنهء آن شهر اكثر نصارى ارمنى و گرجى و قليلى مسلمان نيز هستند كليسا و معبد نصارى كه اكثر قديم است در آن شهر و نواحى آن بسيار است . فوت گرگين خان والى كارتيل از سوانح آن ايام كه در اثناء نهضت همايون به طرف گرجستان اتفاق افتاد قضيهء فوت گرگين خان ولد سمايون خان والى كارتيل است كه جمعى از معتمدان آن سلسله بدرگاه جهان پناه آمده از آن واقعه اخبار نمودند حضرت اعلى آمدهها را نوازش فرموده لوارصاب خان پسر او كه در آنوقت چهارده ساله بود ، مصراع « چون مه چهارده در حسن تمام » بجاى والد بحكومت ملك موروث و لقب ارجمند فرزندى سربلندى يافت احكام شفقت آميز و خلاع فاخره جهة او و مخدرات استار آن سلسله ارسال داشته از زمره مقربان بساط اقدس محمد بيك بيگدلى شاملو را بدان صوب فرستادند كه پرسش بازماندگان كرده بشفقت و عاطفت شاهانه مطمئن و اميدوار گرداند و او حسب الفرموده عمل نموده در همان چند روز از گرجستان عود نموده اكثر ميرزادهها و از ناوران گرجى همراه او بپايهء سرير اعلى آمده بسعادت آستان بوسى سر افراز و بروابط خاص ممتاز شدند . مواد اعتضاد و استظهار گرجيان آن سلسله بلطف و شفقت خسرو كامكار عالى نژاد سمت